الصمتُ في محرابِ الجمال بيان، والسكوتُ عن وصفِ المحبوب إيمان.
فكلما اتسعتِ الرؤية ضاقتِ العبارة، وكلما كثرتِ الأسرارُ قلّتِ الإشارة.
العاشق صامتٌ بلسانه، ناطقٌ بكيانه، هائمٌ في وجدانه.
فدعِ الكلماتِ لمن يقفُ على الساحل،
واغصْ في الأعماق لترى المعجزات و العجائب.
فالحب أظهرُ من أن يُحجب وأبهرُ من أن يُوصف بلسانٍ مُحب.
کنعانیون
دانیال دهقانیان
عطر الغیاب
22:01 1405/2/28
فریا دد نیا
22:53 1405/2/27
چه فرقی میکند کجا باشم؟
من که جز تو
چیزی نمی بینم
ای دورترین نزدیک من
رد ماه
19:49 1405/2/25
فراق، دوری از خویشتن است و وصال، نزدیکی به او.
قبل آنکه مرا بخوانی خود را بخوان
پیش از آنکه بپرسی او کجاست
بپرس که من کجا هستم؟!
چشمانت را ببند تا نوری را ببینی کز خورشید نیست
راه کوهستان را پیما تا مرواریدِ اشک، بوی یوسفت را به تو برساند
که من همانی هستم که در خلوت به او می اندیشی...