کنعانیون

دانیال دهقانیان

ضریح بی‌مرز

ضریح بی‌مرز

تو نیستی و تهران به تقویم سرد سنگ‌ها بازگشته است
تو نیستی وحالا بلندترین کوه ایران، همان دماوند است،
کوهی که فقط سنگ است، نه آن قله گرمی که شانه‌هایِ تو بود!
عَهْدٌ عَلَيْنَا أَنْ نُحِبَّكَ حَتَّى نَلْقَاكَ وَ نُكْمِلَ الدَّرْبَ كَمَا أَرَدْتَ

در پناه ماه

در پناه ماه

نداشتنت آتش است؛
اما نه آن آتشی که تن را بسوزاند
و همه‌چیز را به مشتی خاکستر خاموش بدل کند
آتش تو، از جنس دیگری‌ست؛
آرام، بی‌صدا، عمیق.
آتشی که در سردترین گوشه‌های دل زبانه می‌کشد،
همان‌جا که هیچ‌کس گمان نمی‌برد
هنوز چیزی برای سوختن باقی مانده باشد

در غیاب خورشید

غم نبودنت، رنج رفتنت
فرو ریختنِ جهانی‌ست
که ویرانی‌اش را کسی نمی‌بیند.
کاش عیسی بود و یک‌بار دیگر
معجزه حیات را از لب‌هایش عبور می‌داد
و مرا به زندگی باز میگرداند
نه برای جهان، نه برای تاریخ،
نه برای مردگانِ بی‌نام
فقط برای تو
شهید زنده‌ی من
الامام سیدعلی حسینی خامنه‌ای