همه از دور قشنگند؛
از دور، چراغ خاموش خانهها هم شبیه ستارهی امید است و کوههای فاصله، صبور و بیتکلف.
همه از دور، بینقص و دلربایند؛ با قابهای بیغبار و لبخندهایی که به موقع کوک شدهاند.
ولی محبوب من...
تو از نزدیک، زیباترین زخم روزگاری.
تو آن حقیقت عریانی که هیچ فاصلهای پنهانت نمیکند.
با تو، قشنگی دوردستها رنگ میبازد و معنای «نزدیک بودن» آغاز میشود؛
همانجا که نفسهایت به تنهاییم گره میخورد،
و من در میان هزاران آدم خوشنشینِ دور،
تو را از نزدیکترین فاصله، با تمام جان دوستت دارم
دانیال تو