کنعانیون

دانیال دهقانیان

رد ماه

فراق، دوری از خویشتن است و وصال، نزدیکی به او.
قبل آنکه مرا بخوانی خود را بخوان
پیش از آنکه بپرسی او کجاست
بپرس که من کجا هستم؟!
چشمانت را ببند تا نوری را ببینی کز خورشید نیست
راه کوهستان را پیما تا مرواریدِ اشک، بوی یوسفت را به تو برساند
که من همانی هستم که در خلوت به او می اندیشی...

اندکی از کوه

اندکی از کوه، بسیاری از اشک
راستی مگر دنیا باب میل مولای ما بود
که بر وفق مراد دل ما باشد؟!

دلتنگی

برای تو نامه‌های زیادی نوشتم
اما آنچه که هرگز در کلمات جا نشد
دلتنگی‌ام بود