به من میگویی:
که باید با همین ها زیست،
با نبودن ها، با نشدن ها، با نبایدها
به تو میگویم:
آن ستاره ای که در تاریکی چشمک میزند
این اشک هایی که نبودنت را فریاد میزند
 میتواند که تقدیر را تغییر دهد، میتواند!