X
تبلیغات
رایتل

ابراهیم هم باشم

24 آذر 1396

ابراهیم هم باشم

روشنای روز سایه سیاه دارد و سیاهی لیل، نور قمر

و این یعنی بدون درد هجر، درک لذت عشق امکان ندارد

که تا بوده همین بوده آنچه حکایت نمیشود با اشک روایت میشود

تا از چشمان تو خوانده شود و چه زیباست این اشکها

وقتی محبوب تو سکوت تو را میخواند

و أصلا مگر نه این که دواء کل محب حبیب اوست؟!

پس در آخر این شب و هر شب اگر از عاشقان نیستی

از مستغفرین باش ،  اللهم انی أتوب إلیک من هذا العشق

 که ابراهیم هم باشم چون تو نگاهم نکنی آتش میگیرم از این هجر
اما تو، اینکه حبیب تو مُرد یا حبیب تو رفت،

داغ کدام یک برایت سخت تر است بر دل؟!

پ ن:دوستم دارد ولی نمی تواند با من بماند، مردم شهر من اینگونه عشق می ورزند!

قریبِ غریب

22 آذر 1396

قریبِ غریب

 فَإِنَّکَ بِأَعْیُنِنَا  (آیه 48 سوره طور)
ترجمه: تو در چشمان ما جای داری
 بارالها تو هم درد فراق میکشی که اینگونه مثل من دوستش داری؟!

درد فراق که نه ولی وقتایی که نیست سیگار چی، میکشی؟!

وای که یادم نبود تو خدایی و برای قلبت شریک نداری،

تمام شب را بیداری و از بودن و تنهایی خداگونه ات لذت میبری ...

از آن بودن هایی که هیچ وقت تمام نمیشود، آه خدایا که چقدر دوستت دارم

آخه میدونی من از رفتن همیشه میترسم و کاش میدونستی

از اینکه روحانی عوارض رفتن را چند برابر کرده چقدر خوشحالم ...

ولی ای کاش مرا هم تنها می آفریدی که دیگر منتظر نیمه گمشده ام نباشم

چون انتظار پدر آدمو در میاره  اونم تو زمینی که  هیچ کس «او» نیست

و همه برای خودشان «من» هستند، هنوز هم عاشقانه دوستش داری؟!

دل نوشت: چقدر عاشق این میم مالکیتم هستم وقتی صدایم میکنی،

احساس میکنم وقتی دانیالم تو هستم مالک کل دنیا هستم !

در نهایت، عشق

16 آذر 1396
در نهایت،  عشق

در این مدت که تلاطم امواج دل، کشور کنعان را بر من شورانیده است

و خناجر معشوق با حناجر قلبم الفت گرفته است

و آهوی ضعیف شیر قوی را مجروح ساخته است،

نه شیر که دل خلیل شاه را هم مبهوت ساخته است

ماه را همچنان دلیل حضرت سلطان می خوانم تا چرخش تند این قمر،

جز بر وفق مدار دلم ساز نشود که معشوق من چون به دلبری پردازد اعجاز کند

و لیکن چه سود که دود چهره ی خورشید را تاریک نمود تا این نبی شهید نگردد

چه، درد مرگ یکی است و اسباب آن بسیار،

آنکه با شمشیر معشوق نمیرد لاجرم مرد نیست هیهات !

اکنون ای عشق ، پیکار فرو گذار چون همه ی تیرهایت را انداخته ای

و ای دل ، چشم فرو ببند چون رخ زیبارویانت را رو کرده ای

که تو نیز اگر بسیار بمانی نمانی !

آخر این دلبر را چگونه دلبر شایسته نامیدن باشد که دلش با دل ما نسوخت؟

پ ن : گفته بودم تو نباشی میمیرم ، عشق زخم است ولی زخم را بر مرده دردی نیست ...

اشک و عشق

14 آذر 1396

إذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ کُن فَیَکُونُ (آل عمران/47)

شرع می گوید حلال است دل میگوید محال است
مگر میشود دوست بخواهد و تقدیر نه ، هرگز!
پ ن : نوشتن گاهی نیاز به کاغذ و قلم ندارد، اشک میخواهد و اندکی عشق در دلت

لذت تألیف دل

9 آذر 1396

لذت تألیف دل

طهورا از من روی بگردان ولی از ماه نه

تو اگر نباشی ماه مرا نابینا خواهد کرد ...

پ ن : پیراهنت را که باد برد ولی یادت را کجای این دل پنهان کنم؟

قدیس خیالی

6 آذر 1396

دوست دارم اسرائیل چشمانت باز هم فلسطین خیالم را اشغال کند
من  آزادی از قدس خیالت را نمیخواهم نمیخواهم ...
پ ن : لعنت خدا بر پدر و مادر کسی که روی در و دیوار این دل، فقط شعار بنویسید!

( تعداد کل نوشته ها: 232 )
   1       2       3       4       5       ...       39    >>

خرید ساعت مچی

|

ساخت کد آهنگ و موسیقی