X
تبلیغات
رایتل

از هزار هم بیشتر

15 خرداد 1396

دل نشان

شکسته های دلم را چو دانه های تسبیح پاره به نخ کن

وگرنه فردا باورت نمیشود روزی به قدر دانه های انار عاشقت بودم ...

روزهای سرشار از تو

10 خرداد 1396

و جعلنا من الماء کل شی ء حیّ ( 30 - أنبیاء)

برای من قلبی است که با تیمم سیراب نمیشود

وألقیت علیک محبة منّى (طه39)

چرا که تو، همه آن چیزی هستی که من میخواهم

پ ن: برای قلب قصه ای است که نوشتنش ممکن نیست! فقط خدا میداند فقط خدا میتواند ...

ابراهیم با تو میمانم

4 خرداد 1396

 ابراهیم رییسی

عشق همیشه در اندوه ما بوده است گرچه ما گاه چنین ناباک و افسار گریخته راه رانده ایم چون که هیچ دوستی، دوست خود در آلودگی نتواند دید

و همه زیبایی و نکویی برای دوست خویش خواهد که باشد،

این شدکه امروز ما در میان نامحرمانیم و طعنه هر بیگانه و حسودی در پی ماست،

پس باشید تا به خانه باز شویم تا استقبال ملائکه و صاحبان درگاه ببینید که چگونه ما را به زینت مؤمنان بیارایند همچنان که روز عید آن مادر مهروان، یگانه فرزند خویش را به لباسهای گوناگون و زیورهای رنگارنگ بیاراید تا دوست و دشمن ببینند و بدانند که فضل و لطف یار با کیست؟!

ثمّ هذا النصیحة که امروز ما را منگرید که نه در سرای خویشتنیم، ما را به این خارستان دنیا اسیر آورده اند، ما بازداشتگان دوستیم به خطای دوست داشتن!

ما محبان خلیلیم ولی اکنون در میان قومی گرفتاریم که هرچه ایشان کنند ما نکنیم و هرچه ایشان گویند ما نگوییم .

و لیکن روزها را فردایی دگر خواهد بود و در قیامت جواب ها باز داده خواهد شد،

پس حبّذا ظریفا سخنان ماه ترین خلق را به یاد دارید: ( الأمالی شیخ طوسی ص393 ) 

چه بسا آگاهانی که امر و نهی خدا میشناسند ولیکن به نزد مردمان حقیرند و او را به چشم خواری نگرند و جمال و نظری در خلق ندارند و لیکن در قیامت آنانند که رستگارانند و چه بسیارند ظریفان و نکو سخنگویانی که به نزدیک مردمانند ولیکن نزد الله از هلاک شدگان ...و نصحت لکم و لکن أنتم لا تحبّون النّاصحین

پی نوشت : طوس یا حجازش فرقی نمیکند ، ابراهیم در خانه اگر باشد به طوافش باید بیاییم ...

چه میشد اگر

30 اردیبهشت 1396

چه میشد اگر

خداوند هیچ کس را فراموش نمی کند

و همین برای آرامش تو کافی است!

دل نوشت: میان من و تو ، وصال هرگز، سکوت گاهی و نگاه همیشه هست.

آخر چه نویسم ؟!

24 اردیبهشت 1396

تو پایتخت اول این دلی

هر کجا بعینه بینمت تو گویی در دلی

هر کجا به خاطر آرمت همانا در مقابلی ،

ندانم بر دلی یا دیده ی من؟!

چه دیده و کدام دل ؟! دیده ام دل شد و دل دلبر شد،

از دیده اثر نماند و از دل خبری ، آخر چه نویسم ؟!

با کدام دل با کدام دست ؟! دستی بر دل و دلی به دست دارم،

دلم در دست دوست و دستم بر دل از دست اوست !

مرد و بهشتش

22 اردیبهشت 1396

 مرد و بهشتش

 مگر نه این که هر دل بهشت گمشده ای دارد
و تو اردیبهشت پیدا شده منی ؟!
پس ای آنکه مرداد توأم عشق من باش

که بزرگترین انسان های روی زمین نیز گواهان صادق این واقعیتند

که در انسان، حقیقتی بزرگتر از عشق وجود ندارد

و من میدانم اگر روزگاری به شکل قلب زیبایت، آن زیبای زیبا آفرین

شعری بتوانم سرود، زیباگوترین شاعر دنیا خواهم شد،

آن هم در زیباترین جهان ها یعنی جهان قلب ها

و به راستی آن که تو را قدر نمی داند پس چه می داند؟!

و آن که به تو عشق نورزد پس به چه ارزد؟!

پی نوشت: آنکه عشق را از چشمان یوسف نمیخواند در کتاب من هم نخواهد خواند!

( تعداد کل نوشته ها: 201 )
   1       2       3       4       5       ...       34    >>