ألیس الصبح بقریب؟! (81هود)

اما پیامبری که نه غرق شد و نه نجات پیدا کرد
سالها هجر را تحمل کرد و صبح را ندید
روزهای روز پیرهنت را بوسید
که با بوییدنش پیر شد، پیراهن هم پوسید

راستی که اگر خداوند از تو
درباره اشک هایش بپرسد چه میخواهی گفت؟!

پ ن: باز آی را به کسی میگویند که دست کم یک بار آمده باشد
تو یوسف و یعقوب و زخم و مرهم منی، به پیراهنت باز آی لیلای من