قبر من چون غریبم از خود نوری ندارد
نور قبر من از شمع زائری است
که سالهاست بر قرآن پیامبر خود بوسه میزند
پس از غم من غمین مباش
که این هلال، عاقبت بدر شده

و یوسف تو ز چاه به در خواهد شد
زانکه عشق بزرگتر از آن است که دفن شود
و اما سکوت قبرستان...
به تو میفهماند رنج من از سکوت تو چگونه بود!

پ ن: اللهم صبر ایوب هم کم است برای ندیدنش
فعجل وصالها قریبا سریعا