هر کجا بعینه بینمت تو گویی در دلی
هر کجا به خاطر آرمت همانا در مقابلی
ندانم بر دلی یا دیده ی من؟
چه دیده و کدام دل ؟! دیده ام دل شد و دلم دلبر
از دیده اثر نماند و از دل خبری، آخر چه نویسم؟!
با کدام دل با کدام دست؟ دستی بر دل و دلی به دست دارم
دلم در دست دوست و دستم بر دل از دست اوست!

پ ن: باید همیشه تازه بماند زخم دلی که برای تو تنگ است