إذا دخل إلیک الحب بقصة القمر
فلاتکن مثل زلیخة،
لأن صمتک لی کالسجن یوسفیة
و فراقک و غیابک...
و فراقک و غیابک

قل لهم إنه یعقوبی،
لقد أحبه و أحبنی من قدیم!

اگر روزی عشق با قصه ماه نزدت آمد
پس مانند زلیخا نباش!
که سکوت تو برای من
همان زندان یوسف است
و نداشتنت و نبودنت  ...
و نداشتن و نبودنت را بگو

که او یعقوب من است،
دوستش داشته ام
و دوستم داشته از قدیم!

پ ن: دوستت دارم مثل ثانیه هایی که نمیگذرند
و تمام نمیشوند...