مرا که یار نباشد بهار را چه کنم؟!
پ ن: بگذار برایت بنویسم که مقصدم تنها جایی است که تو آنجایی
بگذار برایت بنویسم آنقدر ندارمت کهدلم می‌خواهد
تمام نبودن هایت را اشک بریزم و تمام نداشتنت را واژه کنم
که بخوانی شان شاید، که می‌خوانی‌شان حتما،
که تو هستی وقتی می‌خوانمت،
آه بانو، کاش داشتنت را هم مثل بودنت می‌شد!