X
تبلیغات
رایتل

قفس

16 تیر 1390

 سوخته

بسم الله الرّحمن الرّحیم ، إبتدأت الکلام بذکر الحبیب و إحترقت القلوب بشوق الحبیب فلا راحة للحبیب بدون الحبیب ، 
و لاسکون للحبیب الی غیر الحبیب حتی یصل إلی الحبیب تا تو سر برداری و گل بینی یا که نه سر فرو بری و دل بینی ،
که آن کعبه مشرفه مقدسه که تو میبینی هزاران سال بتخانه کافران کرده بودند تا از غیرت نظر أغیار به خداوند خود بنالد :
که پادشاها مرا شریف ترین بقاع گردانیدی و بر رفیع ترین مواضع بساختی ، آنگاه به بلاء وجود أصنام مبتلا کنی ؟!
پس از بارگاه جبروت به او خطاب رسد ، آری چو خواهی که معشوق صد و بیست و اند هزار نقطه طهارت باشی ،
و خواهی که همه اولیاء و صدیقان و طالبان را در جستجوی خود بینی و ایشانرا به ناز در کنار گیری ، کم آن نباشد
که روزی چند این بلا و محنت بکشی و در عشق خود بسوزی و بسازی تا چنین روزی از غیر دوست به دوست نالی !
{ که اهل خدمت را به دوست نالیدن عین توحیدست ، اگرچه روی به ظاهر شکوه نماید اما از روی باطن شکرست ،
و باز می نماید که گویا جز تو کسی ندارم با که گویم ؟! جز تو کسی را نبینم ، به که نالم ؟! احمد سمعانی فی روح الارواح }
 
پس خلق پندارند که من گله میکنم حال که من به این سخن اخلاص محبّتم عرضه میکنم ، آیا نبینی که حق تعالی از ناله ایّوب خبر داد که « مسّنی الضرّ » امّا با این ناله او را صابر خواند و فرمود : « إنا وجدناه صابرا نعم العبد » که اگر شکوه بوده  او را صابر کی خواندند که شکوه آن بود که به غیر ما نالند اما چون به ما نالند آن شکوه نبود که عشق بود ...

روزهای نبودن تو

9 تیر 1390

 غرق در یاد تو

گرچه به ظاهر روزست ، اما به واقع غریب ترین شام غریبان حیات غریبانه من است
که در چشم من اینک تمامی چشم اندازها ، انگار نگاره های نگارین آن نگار از دست رفته است ...

عشق یا صنع لطیف ؟!

7 تیر 1390

اگر کیمیا که مصنوع خلق است می شاید که مس را زر کند ، عشق که صفت حق است
چرا نشاید که خاک دل از کدورت پاک کند ؟! و أشرقت الأرض بنور ربّها ...

( تعداد کل نوشته ها: 93 )
<<    1       ...       15       16       17       18       19