X
تبلیغات
رایتل

اعتراف

8 بهمن 1396

سخت تر از ندیدنت آنجاست که در خیابان، محل کار و هر جا که فکرش را کنی
هستند کسانی که شبیه تواند، مثل تو می خندند، مثل تو راه می روند

و  حتی سیگار هم می کشند تا مرا دلتنگ تو کنند ،

بدتر از آن ولی وقتی است که ...

همان ها که مثل تو نفس می کشند مثل تو می خندند

آنقدر شبیه تو نیستند که مرا عاشق خودشان کنند...

آن طور که من عاشق تو شدم، عاشق تو بودم، عاشق تو ماندم !

نظرات (12)
بارون خورده
8 بهمن 1396 ساعت 01:06
امشب به قصه ی دل من گوش میکنی
فردا مرا چو قصه فراموش میکنی ...
پاسخ دانیال:
عشق را که نمیشود فراموش کرد
مانده ام که تو چطور سکوت میکنی؟!

http://s9.picofile.com/file/8317859000/219.jpg
غریبه آشنا
8 بهمن 1396 ساعت 01:21
آخرین بازدید 1:17
پاسخ دانیال:
حتی برای یک ثانیه از بودنت ،
جان میدهم ...
بارون خورده
8 بهمن 1396 ساعت 01:31
فریاد زدن بی فایده ست
وقتی حتی خودت هم صدای خودت رو نمیشنوی!
پاسخ دانیال:
بی فریاد گاهی فقط باید قرآن خواند
وقتی از تو هزار آیه عاشقانه از برم

http://s9.picofile.com/file/8317859918/221.jpg
غریبه آشنا
8 بهمن 1396 ساعت 01:47
حرفی ندارم بی کسی کلا همینجوریست ...
باید بسازی زندگی خوب و بدش زوریست .....
پاسخ دانیال:
درد را که نگه داری برای دل خودت تنهاتر میشوی
باشی یا نباشی چشم از دلت برنمیدارم!

http://s9.picofile.com/file/8317860218/222.jpg
ستوده
8 بهمن 1396 ساعت 09:32
گرچه عشق درد است ولی درد بی عشقی مرگ است
پاسخ دانیال:
http://s9.picofile.com/file/8317896192/223.jpg

http://danyal.ir/1389/04/01/post-22
لیلی
8 بهمن 1396 ساعت 10:07
ولی واقعا ادم ها شبیه هم نیستند
حتی طرز نگاهشون منظورم عقیدشون نیست
همن نگاه کردن ساده مثل هم نیستن
منم بهتون حق میدم
پاسخ دانیال:
گناه یوسف نیست اگر امتداد نگاه تو به چشمانش نمی رسد !

http://s8.picofile.com/file/8317900426/224.jpg
قلب خندان
8 بهمن 1396 ساعت 10:10
دلم میخواست کسی باشد

که مرا "بلد" باشد.

بلد بودن مهم تر از عاشق بودن

یا حتی دوست داشتن است.

کسی که تو را "بلد" باشد

با تمام پستی بلندی هایت کنار می آید

میداند کی سکوت کند

کی دزدکی نگاهت کند

کی سرت داد بزند

و کی در اوج عصبانیت

محکم در آغوشت بگیرد

کاش کسی باشد

که مرا "بلد" باشد.
پاسخ دانیال:
من از دنیا گذشتم و اون از دانیال
این گونه عاشقی کردن بلد است ...

http://s8.picofile.com/file/8317901468/225.jpg
اخلاص وایثار هنر مردان خداست
8 بهمن 1396 ساعت 11:33
اهداف انقلاب اسلامی
استقلال طلبی و نفی سلطه بیگانگان، اصالت دادن به معنویت و ارزش های اخلاقی، احترام به کرامت انسانی، احیای تفکر عقلانی در حوزه معرفت دینی، طرح این اندیشه که دین از سیاست و علم از دین جدانیست، بازگشت به هویت دینی و فرهنگی، احیا و اصلاح باورهای مذهبی، مقدم داشتن جمعی به جای منفعت طلبی های فردی، عدالت اجتماعی، ایجاد وضع مناسب برای رشد مادی و معنوی انسان ها و سرانجام وحدت و عزت امت اسلامی از اصلی ترین اهداف انقلاب اسلامی است. در حقیقت وجه غالب انقلاب کوشش در راه احیای فرهنگ و تمدن اسلامی و تشکیل حیات طیبه در عصر حاکمیت کفر و الحاد است.
پاسخ دانیال:
مجلس، قانون دوست داشتن را بر اساس اصل لیاقت تصویب کرده
چرا نمیفهمند هر کجا عاشقی آه کشد این اصل نظام است که به خطر می افتد!

شهید دانیال دهقانیان
تاریخ شهادت 96/10/07
غریبه آشنا
8 بهمن 1396 ساعت 21:43
تنهایی دانیال ؟میخوام بات چت کنم
پاسخ دانیال:
عطر مست واژگانت را حتی اگر کور شوم به خط بریل خواهم خواند ...
برای دیگران گاهی ، برای تو همیشه ام
بارون خورده
10 بهمن 1396 ساعت 01:08
زمستون بود یا شایدم بهار
اونروز برخلاف همیشه کت و شلوار پوشیده بود
با یه جعبه شیرینی اومد سر کلاس
هرچی توی ذهنم دنبال عید یا مناسبتی واسه اون جعبه میگشتم چیزی پیدا نمیکردم
سیل تبریکها که روانه شد تازه فهمیدم چه خبره!
من اون شیرینی رو برداشتم و‌ با یه بغض گنده قورتش دادم
و تموم شد
فراموش شد!
بهمین سادگی؛
برای همیشه!

اره! ادمها فراموشی رو‌بهتر از هرچیزی بلدن
که اگه اینطور نبود خیلی وقت پیش نسل ادم منقرض میشد!!
پاسخ دانیال:
نبودن شاید عادت بشه ولی فراموش نه
این چه عشقیه که حتی یادت نمیاد زمستون بود یا بهار ؟
20 مرداد سال 78 بود که تنها خورشید گرفتگی کامل قرن قرار بود اتفاق بیفته
شور عجیبی مردم شهرم شاهرود را فرا گرفته بود ،
دست فروش ها عینک های مقوایی مخصوص دیدن خورشید را فریاد میکردند...
میدونستم از حیاط خونشون راهی به آسمان نداره و برای دیدن خورشید به کوچه میاد
پس عینک مقوایی که خریده بودم را زیر درب حیاط گذاشتم ...
و خودم با فاصله ای خیلی دور به انتظار نشستم ، خورشید که گرفت دل من باز شد
همه ی شهر خورشید را نظاره میکردند و من محبوبم را !
اخه اون ایام نه تلگرامی بود نه موبایلی نه وبلاگی نه نوشتنی
هر چی بود دل بود و چشم و نگاه !
من دوستش داشتم همونطور که اونم منو دوست داشت
ولی به خاطر همین سکوت لعنتی که بهش میگین حیا
باعث شد وسط مرداد چند سال دیگه خورشید وجودم برای همیشه کسوف کنه
و دختر عموم « عاطفه» را برای همیشه از دست بدم !
از اون روزها سالها میگذره ولی باورت شود یا نه
دیگه هیچ وقت شاهرود، دانیال را ندید !
بارون خورده ، دوست ندیده ام که حتی اسمت را نمیدونم
قبل اینکه عاشق شوی یاد بگیر برای به دست آوردن کسی که دوستش داری
گاهی لازمه با همه ی دنیا بجنگی ، اینجوری حتی اگر بهش نرسی دیگه به دلت بدهکار نیستی
و لازم نیست یک عمر با هزار و یک ای کاش زندگی کنی و نبودنش را گردن تقدیر بندازی
یک کلمه به دلت میگی لعنتی آروم باش خودت دیدی که خواستم نشد !
همونطور که من هم اونو خواستم و نشد ...

http://s8.picofile.com/file/8318088368/shahrood.jpg
بارون خورده
10 بهمن 1396 ساعت 23:25
برام با بقیه فرق داشت اما عاشقش نبودم
هیچ وقت!
اون اما بود
درواقع فکر میکرد که هست!!
احساسی که براش هیچ تلاشی نکرد
شایدم‌ چون‌ میدونست سرانجامی نداره!

بغض اونروز من؛ بخاطر ارزشی بود که قائل نشد؛
نه برای احساس خودش و نه ساخته های ذهنی من نسبت به خودش
من میدونستم اون شیرینی رو بالاخره یه روزی میخورم
اما نه با اون سرعت؛ نه به اون زودی!!
پاسخ دانیال:
میدونست تنهام ، میدونستم تنهاست
اون روز مثل همیشه بعد سلام و احوال پرسی از حال و روزش رسیدم که امروز چه کردی ؟
داروهاتو خوردی؟ ناهار آماده کردی یا باز هم ...؟
طفلی نمیدونست ماهی را هم به اندازه ماه دوست دارم ،
بی مقدمه گفت آره جات خالی ناهار ماهی درست کردم برای خودم
ناخودآگاه با صدای بلند گفتم آخ جون ماهی ...
وقتی فهمیدم بعد از قطع تماس همه اون ماهی ها را وقف گربه های باغ میکنه ...
بهش زنگ زدم و گفتم : سمیرا کاش لال میشدم اگر میدونستم ...
خندید و گفت : یک هیج تو عاشقی از من عقبی استاد
دو سه روزی گذشت ، تو یکی از شبهای سرد پاییز عکس کاسه آش رشته داغم را براش فرستادم
و زیرش نوشتم سمیرا جات خالی ، این سرما فقط آغوش تو رو کم داره با این کاسه آش ...
منتظر بودم بگه آخ جون آش رشته که منم به رسم عاشقی بزنم زیر کاسه و بهش بگم حالا شدیم یک یک !
اما ، اما این امید زیاد دوام نیاورد . چون به جای نوشتن بهم زنگ زد با کلی دعوا و گلایه
که دانیال حالم را بد کردی و منو از اشتها انداختی ...
گفتم چطور؟ گفت آخه تو چگونه عاشقی هستی که هنوز نمیدونی
معشوقت از هر چی سوپ و آشه حالش بد میشه
اینقدر جدی و محکم اینا را گفت گفت که ازش معذرت خواهی کردم و خودم را هزار بار لعنت کردم
که این وقت شب این چه شری بود که برای خودم درست کردم ...!
فردای اون روز وقتی تماس گرفتم که مجدد ازش معذرت خواهی کنم
با غم محزونی که تو صداش بود بهم گفت دانیال من هم آش رشته دوست داشتم
و اصلا مگه میشه چیزی را که تو دوست داشته باشی من دوست نداشته باشم؟
ادعای عاشقی داری ولی انگار - دو هیچ - از معشوقت عقب هستی حالا
شوکه شدم ،بغض کردم و این شعر را برایش زمزمه کردم:
یک بوسه ز تو خواستم و شش دادی
شاگرد که بودی که چنین استادی
بارون خورده
10 بهمن 1396 ساعت 23:37
ممنون از توصیه تون : )

بعد از هشت سال اولین بار بود که در موردش با کسی حرف زدم
قطعا اگه ندیده و نشناخته نبودم هیچ وقت چیزی در اینباره نمیگفتم
البته اعتراف میکنم بلافاصله از ارسالش پشیمون شدم
نمیدونم!!
شایدم لازم بود این زخم قدیمی؛ یه جایی سر باز کنه!
پاسخ دانیال:
فرق دارد این که عاشق تو باشی یا معشوق او...
هر جا از عاشقی بپرسی عشق ات از برای چیست؟
اگر جز دلش دلیل دیگری آورد باور نکن ...
اگر از سینه زنان و زنجیر زنان مولایمان حسین ع بپرسید
از مولایمان حسین ع چه میخواهید که اینگونه دوستش دارید؟
جملگی با اشک خواهند گفت هیچ ، نفس محبت ما علت عشق ماست
اما آیا ما نیز با معشوق خود اینگونه ایم؟
اگر جواب مثبت است که این آغاز راه است
ولی اگر جواب منفی است باید از خود پرسید چرا؟
و اصلا مگر دین چیزی جز همین دوست داشتن هاست؟ هل الدین الا الحب؟
نه نه ، برای من عشق صرف نظر از حضور فرد خاص، دلیل زندگی است و حیات !
برای من عاطفه در دعای کمیل تمرین میشود آنگاه که میخوانم
صبرت علی عذابک، فکیف اصبر علی فراقک
گیرم که بر عذاب آتش ات صبر کردم ولی چگونه بر عذاب دوری ات صبر کنم؟

http://s1.picofile.com/file/7297833759/shahruod.jpg

و سمیرا در دعای ندبه خلاصه میشود آنگاه که میخوانم
عَزیزٌ عَلَیَّ اَنْ اَرَی الْخَلْقَ وَلا تُری برای من سخت است که مردم شهر را ببینم و تو را نه

http://www.danyal.ir/1396/11/08/post-384/اعتراف

و مگر تمام حرفمان این نبود: لمس عشق یوسفی برای درک این احساس آسمانی !
آنگونه که یوسف به زلیخا رسید ، آنگونه زلیخا به خدا رسید ...
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد