X
تبلیغات
رایتل

بی نقطه ماه

26 دی 1396

بی نقطه ماه

بعضی از ما همچو باران اشک میریزیم تا فراموش کنیم
و بعضی دیگر می خندیم هرچند تلخ تا فراموشش کنیم
بعضی از ما همچو مرگ حتی روزها می خوابیم تا یادش نباشیم

و بعضی دیگر مثل ماه سکوت میکنیم تا خاطرش خاطراتش را ببرد
من اشک میریزم، میخندم، میخوابم و سکوت میکنم اما فراموشت نمیکنم!

پ ن: یک هیچ بردی ولی جواب خدا را چه میدهی؟! تو دلی را شکستی که خدا را هم دوست داشت

نظرات (18)
قلب خندان
26 دی 1396 ساعت 20:11
زندگی مثل ساعت شنی هست
گاهی لازم اسن زیرو رو شود!
پاسخ دانیال:
بزرگی را گفتم دعا کن اون کسی که دوستم داره برگرده
خندید و گفت: اگر دوستت داشت نمیرفت که برگرده
قلب خندان
26 دی 1396 ساعت 20:14
این جنگ نرم
میان حرفهای تو و احساس من؛
یک بازنده بیشتر ندارد
آنهم دل بی دفاع من!
پاسخ دانیال:
http://s9.picofile.com/file/8316913318/178.jpg

سکانس 1:
لاک برای اون حکم ماه برای دل منو داشت
حتی وقتی تصادف شدیدی کرده بود و تمام پاهایش را گچ گرفته بودند
باز این لاک قرمز را فراموش نکرده بود !
یک بار به شوخی بهش گفتم حالا من که استقلالی ام میشه لاک نزنی؟
خندید و گفت لاک که نمیشه نزد ولی چون برام عزیزی لاک آبی بگیر برات بزنم ...
رفتم مغازه که لاک آبی بگیرم براش ولی رنگی که خریدم همون رنگی بود که دوست داشت

سکانس 2:
مگه میشه مشهد رفت و بازار رضا نرفت؟!
سالها بعد وقتی به بازار می رم تا برای بچه شش ساله ام سوغات و اسباب بازی بگیرم
تو اون هیاهو و شلوغی یهو چشمم به مغازه آرایشی میخوره
که روی ویترینش یک کاغذ کوچیک چسبوندن : « لاک مخملی رسید«
مکث میکنم و نفس عمیقی از ته دل میکشم در حالی که فرزندم دستان مرا فشار میدهد که زودتر بروم ولی مگر میتوانم؟!
باید بمانم و روبروی آن مغازه تمام خاطراتش را از اول مرور کنم
حالا دیگر لاک آبی یا قرمز فرقی نمیکنه وقتی اون نباشه!
طهورا
26 دی 1396 ساعت 20:56
"بی نقطه ماه ...و دل نقطه ندارد ... "
این بی نقطه های بی پایان را دل دوست می دارد
پاسخ دانیال:
تمام درد من همین است:
چشم دوتاست ولی دل یکی !

http://s8.picofile.com/file/8316915626/179.jpg
قلب خندان
26 دی 1396 ساعت 22:31
ممنونم
پاسخ دانیال:
حمل بر خودستایی میکنم آن هم با افتخار
وقتی اینجا هستی و می بینمت هر بار

http://s9.picofile.com/file/8316919676/180.jpg
قلب خندان
26 دی 1396 ساعت 22:55
گر دلی داری به دلبندی بده
ضایع آن کشور که سلطانیش نیست.

----------
من همون دختر دبیرستانی یک سال پیشم چقدر زود بزرگ شدم!!!!:
پاسخ دانیال:
به اندازه سنی که داری
هم زندگی کن هم عاشقی ...
قلب خندان
26 دی 1396 ساعت 22:58
خلوتی داریم و حالی با خیال خویشتن!!!
پاسخ دانیال:
شنیده ای که میگویند : مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسد
دیگر تا بچه ام را اول نبینم باورنمیکنم عاشقی ها را
بارون خورده
27 دی 1396 ساعت 02:01
باران بهانه بود؛
که زیر چتر من؛ تا انتهای کوچه بیایی
کاش نه کوچه انتهایی داشت؛
نه باران؛ پایانی ...
پاسخ دانیال:
مشهد روزهای تنهایی من
تو اگر باشی عشق به حرف خواهد آمد ...
بارون خورده
27 دی 1396 ساعت 02:11
راستی!
من اینجا زندگی میکنم ولی تابحال بازار رضا نرفتم : )
پاسخ دانیال:
به جز طهورا که جان منست
همه ایران سرای من است ...

http://s9.picofile.com/file/8316982476/181.jpg
طهورا
27 دی 1396 ساعت 18:59
واااای کاش تهران اینگونه بود و خانه ی من در آسمان ...همان جا در آن گوشه
پاسخ دانیال:
تهران حتی جوی دریا دیده نیست که به اقیانوس عشق میخوانی اش !
ز
27 دی 1396 ساعت 23:27
من اشک می ریزم
می خندم
می خوابم
و سکوت می کنم
اما فراموشت نمیکنم
فک میکردم اینقدر بد شدم ک اگه تو دل منو بشکنی خدا هم کاری نمیکنه
ولی الان ک می بینم دلت شکسته فهمیدم هنوزم خدا صدام و و گریه هامو میشنوه
حداقل این دل شکستگی تلنگری بشه واست
دل شکستن آسونه ولی عواقب خیلی بدی داره
ز
27 دی 1396 ساعت 23:28
اسم zahra هم دوباره فیلتر شد
محمودی
27 دی 1396 ساعت 23:35
اینجوری کامنت تایید کردی ک چی؟
بارون خورده
28 دی 1396 ساعت 00:04
“طهورا”
برای ایشون؛
حتی برای نامشون هم احترام ویژه ای قائلم
پاسخ دانیال:
آن نیم جان سوخته ی من فدای دل تو
که اینقدر مهربانی
طهورا
28 دی 1396 ساعت 10:11
خب تهران را که واژگون کردید رفت جای آسمان از آنجا دریا را هم می توان دید

بارون خورده جان سپاس
پاسخ دانیال:
با من بمان
تو اگر باشی هر ستاره از شبهای من خورشید است !

http://s8.picofile.com/file/8317115084/183.jpg
قلب خندان
28 دی 1396 ساعت 16:25
سلام زهرایی ؛امیدوارم هر جا باشید تنتون سلامت باشه و دلتون کوک..

عزیزم کاش من هم مثل تو بودم و اینهمه عاشق..

ولی هیچ وقت حرفی نمیزدم که دل معشوقمو بیازارم اینطور حرف زدن برای یه عاشق هیچ مناسب نیست؛ عشق انسانی بیش از انکه هنر دلبری باشد ؛هنر دلداریست

اینطوری هم خودت اذیت میشی همم معشوقت.. عاشق باید همیشه ارامش داشته باشه تا دل محبوبشو بدست بیاره...
موفق باشید
پاسخ دانیال:
نویسنده شهیر غلام حسین ساعدی فقید، دختری تبریزی به نام طاهره کوزه گرانی را عاشق بود. در طول ۱۳ سال ۴۱ نامه ی بی جواب به او نوشت، و در یکی از نامه ها جز تکرار نام او نتوانست.

http://s8.picofile.com/file/8317113318/182.jpg
بارون خورده
29 دی 1396 ساعت 00:42
ممنونم
لطف دارید
پاسخ دانیال:
در کوچه ای که حتی
یک خبر، همسایه ام از من نمیگیرد
این یاد تو چه میخواهد
از این دل و زان جان من ؟!
بارون خورده
30 دی 1396 ساعت 01:32
تو بخواهی دور می ایستم؛
همچون آخرین چراغ خیابان!
اما روشن ...
پاسخ دانیال:
کاش مثل آن پیراهن ، یوسف آغوش تو بودم
تا من هم ز یاد میبردم همه ی زلیخاها را ...
لیلا
4 بهمن 1396 ساعت 20:01
خیلی قشنگ بود . همه شعرهاتون رو دوست دارم.
پاسخ دانیال:
شعر هم شما را دوست دارد انگار
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد